اسكندر بيگ تركمان
671
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
مخدرات استار آن سلسله كه در اردوى معلى بودند رخصت انصراف يافته باتفاق پدر و پسر روانه آن ديار شدند و امراء كه بمرافقت و تابينى كستنديل خان مقرر گشتند بموجبى است كه مرقوم ميگردد : شاهمير خان كه از نژاد واليان قديم ولايت شكى است و مدتى بود كه بپايهء سرير اعلى آمده بود و جبهه اخلاص بر زمين عبوديت ميسود عاطفت علياء شاهنشاهى در ازاء ظهور اخلاص و دولتخواهى در مقام احياى سلسله قديمه شده او را بايالت و دارائى ولايت موروث شكى سربلند گردانيده باتفاق امير الامراء مذكور روانه فرمودند . شمسى خان قزاقلر كه با اتباع خود در قراباغ مانده در ميانهء روميه رتبه پاشائى يافته بود در پاى قلعه ايروان بدرگاه سدره نشان آمده اظهار ارادت و اخلاص كرد و مورد الطاف شاهانه گشته رتبهء خانى يافته بود در اينوقت در سلك امراى شيروان انتظام يافت ديگرى عليخان موافق كه از جماعت روميه قراباغ بود در زمانيكه كستنديل خان از خدمت اشرف بديدن پدر بگرجستان رفته بود عليخان مذكور در قراباغ او را ملاقات نموده انواع مدد و همراهى بظهور آورده بود او را در ميان روميه على بيك منافق ميگفتهاند او نيز در پاى قلعهء ايروان به خدمت اشرف رسيده رتبه عمارت و خانى يافت و مقرر شد كه در زمرهء اويماق شاملو بوده من بعد او را على خان موافق گويند او را نيز در شيروان الكاء داده باتفاق كستنديل خان فرستادند . هر چند سابقا اشعارى به اين مقدمات شده چون در اينجا مناسبتر بود از تكرار نينديشيده ديگر باره مذكر حال ايشان گرديد ديگرى بيكتاش سلطان كه پسر محمد خان موصلو تركمانست و و رابطهء خويشى با كستنديل خان داشت حسب الالتماس مشار اليه مرتبه عمارت و لقب سلطانى يافته در سلك امراى شيروان منظم گرديد . ديگرى تيزرو سلطان مقدم و اخى سلطان جاگير بود عليخان سلطان شمسالدينلو و پسر سردار محمود و على سلطان ارشى و فوجى از تفنگچيان موكب همايون نيز بمرافقت او مأمور شدند و چون اين جماعت را از معبر قومين اولمى آب كر كه در نزديكى گنجه است عبور ميبايست كرد از ملاحظه آسيب روميهء گنجه و شيروان مقرر شد كه ذوالفقار خان قرامانلو از اردبيل و حسين خان زياد اغلى در ارسبار با قشون و لشكر خود تا كنار آب كه مرافقت الكسندر خان و كستنديل خان نموده ايشان را به سلامت از آب گذرانيده عود نمايند و ايشان نخست بدار الارشاد اردبيل رفته بشرف زيارت حضرت سلطان الاولياء و مشايخ كرام قدس الله ارواحهم مشرف گشته از ارواح مقدسه آن بزرگان دين و پيش قدمان شاهراه يقين استمداد [ 468 ] همت كرده با موازى دو سه هزار كس از طوايف قزلباش كه فراهم آمده بود روى توجه به مقصد آوردند ذوالفقار خان و حسينخان حسب الفرمان واجب الاذعان ايشانرا از آب كر گذرانيده عود نمودند و كستنديل خان بامراى شيروان متوجه گرجستان پدر خود شد كه از آنجا سپاه كرج را به خود ملحق ساخته متوجه تسخير ولايت شيروان كرده شرح احوال او و قضايا كه او را در گرجستان و شيروان روى داد در وقايع سال آينده بتوفيق و يارى حضرت آفريدگار مرقوم كلك وقايع نگار مىشود . بالجمله حضرت اعلى شاهى ظل اللهى در آن زمستان در بلدهء فاخره تبريز كامياب دولت و عافيت بوده بعد از فراغ از تدبيرات مصالح ملكى و انتظام مهام لشكر كشى و لشكر آرائى و داد دهى خلايق بعيش و خرمى اوقات گرامى صرف مينمودند و مقرر شد كه جمعى از عساكر خراسان نيز در اول بهار متوجه يساق آذربايجان گشته در يورش سال آينده در موكب جاه و جلال بوده باشند و جغال اغلى چون در اين